About
دعا پشتِ دعا برای آمدنت ،
گناه پشتِ گناه برای نیامدنت ،
دل درگیر ، میان این دو انتخاب؛
کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟!
********************
یابن زهرا
یک شب بیاستاره بریزم به پای تو
ای آفتاب من همه عمرم فدای تو
ما مدتی است خانه تکانی نکرده ایم
شرمنده ایم در دل ما نیست جای تو....
********************
حضرت علی علیه السلام در اینجا جمله ای دارد که طه حسین میگوید((در زبان بشر از وقتی که سخن گفتن پدیدآمده است،جمله ای به این عظمت بوجود نیامده است)) و آن جمله این است که میگوید:((تو حق را به مرد می سنجی یا مرد را به حق؟)) حقیقت را از روی شخصیت ها تشخیص میدهی و یا شخصیت ها را از روی حقیقت؟
********************
-هر کس روشنایی دهد عاقبتش دار است.سقف خانه را ببین:اعدام دسته جمعی چراغها...
********************
من مسئولیت دارم که در مقابل شداید و بلایا بایستم ،تمام ناراحتی ها را تحمل کنم،رنج هارابپذیرم،چون شمع بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم،به مردگان روح بدهم و تشنگان حق و حقیقت را سیراب کنم.
ای خدای بزرگ ،من این مسئولیت تاریخی را در مقابل تو به گردن گرفته ام وتنها تویی که ناظر اعمال منی و فقط تویی که به تو پناه می جویم وتقاضای کمک می کنم.
ای خدا،من باید از نظر علم نیز از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند.باید به آن سنگدلانی که علم رابهانه کرده به دیگران فخر می فروشندثابت کنم که خاک پای من هم نخواهندشد.بایدهمه آن تیره دلان مغرور و متکبررا به زانو در آورم،آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم.
ای خدای بزرگ،اینها که از تو میخواهم چیزهایی است که فقط میخواهم در راه توبه کار اندازم و تو خوب میدانی که استعداد آنرا داشته ام.از تو میخواهم مرا توفیق دهی که کارهایم ثمربخش شود ودر مقابل خسان سر افکنده نشوم.
من باید بیشتر کار کنم، ازهوی وهوس بپرهیزم قوای خودرابیشتر متمرکز کنم و از تو نیز ای خدای بزرگ ،بخواهم که مرا بیشتر کمک کنی.
تو ای خدای من،میدانی که جز راه تو وکمال و جمال تو آرزویی ندارم.آنچه میخواهم آن چیزی است که تو دستور داده ای ومیدانم که عزت وذلت به دست تو است و میدانم که بی تو هیچم و خالصانه از تو تقاضای کمک ودستگیری دارم.
هیچ نمیدانستم که در دنیا آتشی سوزاننده تر از آتش وجود دارد!سوختم ،سوختم،ولی ای کاش فقط سوزش آتش بود ای کاش مرا می سوزاندند،استخوان هایم را خرد می کردند و خاکسترم را به باد می سپردند و از من ،ازمن بی نوای دردمند دلسوخته ، اثری باقی نمی گذاردند.
گناه پشتِ گناه برای نیامدنت ،
دل درگیر ، میان این دو انتخاب؛
کدام آخر؟ آمدنت یا نیامدنت؟!
********************
یابن زهرا
یک شب بیاستاره بریزم به پای تو
ای آفتاب من همه عمرم فدای تو
ما مدتی است خانه تکانی نکرده ایم
شرمنده ایم در دل ما نیست جای تو....
********************
حضرت علی علیه السلام در اینجا جمله ای دارد که طه حسین میگوید((در زبان بشر از وقتی که سخن گفتن پدیدآمده است،جمله ای به این عظمت بوجود نیامده است)) و آن جمله این است که میگوید:((تو حق را به مرد می سنجی یا مرد را به حق؟)) حقیقت را از روی شخصیت ها تشخیص میدهی و یا شخصیت ها را از روی حقیقت؟
********************
-هر کس روشنایی دهد عاقبتش دار است.سقف خانه را ببین:اعدام دسته جمعی چراغها...
********************
من مسئولیت دارم که در مقابل شداید و بلایا بایستم ،تمام ناراحتی ها را تحمل کنم،رنج هارابپذیرم،چون شمع بسوزم و راه را برای دیگران روشن کنم،به مردگان روح بدهم و تشنگان حق و حقیقت را سیراب کنم.
ای خدای بزرگ ،من این مسئولیت تاریخی را در مقابل تو به گردن گرفته ام وتنها تویی که ناظر اعمال منی و فقط تویی که به تو پناه می جویم وتقاضای کمک می کنم.
ای خدا،من باید از نظر علم نیز از همه برتر باشم تا مبادا که دشمنان مرا از این راه طعنه زنند.باید به آن سنگدلانی که علم رابهانه کرده به دیگران فخر می فروشندثابت کنم که خاک پای من هم نخواهندشد.بایدهمه آن تیره دلان مغرور و متکبررا به زانو در آورم،آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم.
ای خدای بزرگ،اینها که از تو میخواهم چیزهایی است که فقط میخواهم در راه توبه کار اندازم و تو خوب میدانی که استعداد آنرا داشته ام.از تو میخواهم مرا توفیق دهی که کارهایم ثمربخش شود ودر مقابل خسان سر افکنده نشوم.
من باید بیشتر کار کنم، ازهوی وهوس بپرهیزم قوای خودرابیشتر متمرکز کنم و از تو نیز ای خدای بزرگ ،بخواهم که مرا بیشتر کمک کنی.
تو ای خدای من،میدانی که جز راه تو وکمال و جمال تو آرزویی ندارم.آنچه میخواهم آن چیزی است که تو دستور داده ای ومیدانم که عزت وذلت به دست تو است و میدانم که بی تو هیچم و خالصانه از تو تقاضای کمک ودستگیری دارم.
هیچ نمیدانستم که در دنیا آتشی سوزاننده تر از آتش وجود دارد!سوختم ،سوختم،ولی ای کاش فقط سوزش آتش بود ای کاش مرا می سوزاندند،استخوان هایم را خرد می کردند و خاکسترم را به باد می سپردند و از من ،ازمن بی نوای دردمند دلسوخته ، اثری باقی نمی گذاردند.
Menu
Archive
Links
Mofid Links

